|
معرفی و ارائه مقالات نوشته شده درباره اندیشه و مذهب به طور عام. جي ميل : ra.saeedizadeh@gmail.com
پست الکترونیک آرشيو ماهيانه نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندها
پیوندهای روزانه
Cultural Experiences (تجریبات فرهنگی)
شهر باران مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی سازمان کتابخانه ها ،موزه ها ومرکزاسنادآستان قدس رضوی كنگره ملي آمريكا كتابخانه ملي ايران خانه كتاب(كتيبه) موزه ملی ملک سايت آقا بزرگ (اغابزرگ )تهرانی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی صفحات
Powered By JAVANBLOG.COM |
سواد اعظم
واکاوي اقليمي خاندان¬هاي سادات ايران
در کشور پهناور ايران از قديم خاندان هاي سادات وجود داشتند . گروهي از ميان آنها به مقامات علمي رسيدند ، به گونه اي که در عصر و زمان خود به شهرت به سزايي نايل آمده و آوازه آنها در اقصي نقاط و حتي جهان پيچيد . درباره خاندان هاي سادات اگر چه به صورت پراکنده و در لابه لاي کتابها مطالبي آمده است . ولي به صورت مدون در جايي ديده نشد . در اين پژوهش مختصر ضمن بيان دو مقدمه ضروري يعني خاندان و سيد ، به سير تاريخي مهاجرت سادات به ايران و شاخه ها ي اصلي سادات موجود در ايران و خاندان هاي سادات ايراني پرداخته مي شود . در بحث خاندان هاي سادات ايراني جدول و نموداري از توزيع خاندان هاي سادات ايران به تفکيک استان ترسيم گرديد .[1] -[1] تحقيق حاضر مختصري از فصل اول پايان نامه سطح سوم علوم حوزوي کارشناسي ارشد نگارنده تحت عنوان خاندان هاي معروف سادات ايران با تکيه بر خاندان هاي علمي است كه براي دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد نوشته شد. خاندان خاندان (Extenden Family) در لغت به معناي تبار ، قبيله و دودمان است[1]؛ و در اصطلاح به چند خانواده[2] وابسته به هم گويند که در تمام آنها وابستگي از طريق پدر است. مترادف خاندان در زبان عربي آل مي باشد . ريشه آل از اهل است. آل در اصطلاح جز به شرفا و اعلام و زعماي قوم و طائفه اطلاق نميگردد و مقيد به زمان و مکان هم نيست.[3] خاندان ها به طور کلي بر حسب منطقه جغرافيايي ، نژاد ، دين و وابستگي طبقاتي، تقسيمات متفاوت دارند. خاندانهاي ايراني نيز بر حسب مذهب ، نسب ، نژاد و جايگاه اجتماعي به انواع گوناگون تقسيم مي شوند:شيعي و غير شيعي ، سادات و غير سادات ، فارس و غير فارس ، سلاطين و غير سلاطين ، اصيل و غير اصيل ، علمي و غير علمي از جمله انواع خاندان هاي کشور ايران است. آثار و تأليفاتی كه در آنها از خاندان هاي سادات ايراني ياد شده است ، را مي توان تحت دو گروه اختصاصي و عمومي قرار داد . در گروه اول کتابهاي فراواني نوشته شد. در اين کتابها، تنها به خاندان خاصي اشاره گرديد. خاندان مرعشي در ايران ، علي اکبر مرعشي ؛ شجره طيبه ، محمد باقر رضوي ؛ شجره مبارکه يا برگي از تاريخ خوزستان ، محمد جزايري ؛ شجره نامه و نسب نامه سادات مرعشي يزد و فارس ، نوشته عبد العلي عظيمي، از جمله کتا ب هاي اين گروه است. دربـاره گروه دوم نيز آثاري وجود دارد که بيشتر جنبه دائرة المعارفي در آن مد نظر ميباشـد. کتاب هاي مانند : ماضي النجف و حاضرها، تأليف شيخ جعفر آلمحبوبه؛ طبقات اعلام الشيعة ،نوشته آقا بزرگ تهراني ؛ اعيان الشيعة ، نوشته سيد محسن عاملي و ريحانة الادب ، تأليف سيد محمد علي مدرس[4]؛ را مي توان داخل در اين دسته آورد. سيد سيد بر وزن فَعيِل به معني فاعل، از اوزان صفت مشبّهه ميباشد كه در معاني مختلف به كار رفته است. پيشوا، مهتر قوم، سردار، دانا، فاضل، آقا، حكيم، ولقب نوادگان پيغمبر (ص) ، از جمله معاني استعمال شده براي اين كلمه است.[5] جمع سيد، اسياد وساده وسيائد، وجمع الجمع آن سادات است. كلمه سيد در قرآن كريم در يك جا به معني شوهر (سوره يوسف / 25) ودر جاي ديگر (آلعمران / 39) به معني عابد پرهيزكار آورده شد. در عرف جامعه اسلامي، اصطلاح سيد بر نوادگان پيغمبر از نسل ابو طالب (ع) به ويژه علي بن ابي طالب(ع) وفاطمه زهرا (س) اطلاق ميشود. اينكه از چه زماني بر نوادگان پيغمبر كلمه سيد اطلاق شد روشن نيست. همين قدر ميدانيم كه در قرن ششم هجري قمري رواج كامل داشت. در اين عصر قبل از نام علمايی كه از اولاد پيامبر بودند، كلمه سيد آورده شد. اما در كتب قرن پنجم مثل الفهرست شيخ طوسي (متوفي 460ق) و رجال نجاشي (متوفي 450ق)، همه جا كلمه شريف استعمال شده است. واگر در جايي از آنها لفظ سيد ديده شود، به تنهايي ذكر نشده بلكه به صورت السيد الشريف ميباشد.[6] در عصر كنوني، ايرانيان لقب سيد را براي عموم بني هاشم به كار ميبرند. ولي در حجاز براي ممتاز ساختن سادات فرزند امام حسن (ع) آنها را شريف وفرزندان امام حسين (ع) را سيد ميخوانند. در مناطق ديگر كلمه سيد مطلقاً دلالت بر هاشمي بودن ندارد.[7] الف - سير تاريخي مهاجرت سادات به ايران سادات بر حسب مؤقعيت اجتماعي و زماني عصر خويش اقدام به مهاجرت مي کردند. ايران ، آسياي صغير ، يمن ، شام و شمال افريقا از جمله نواحي است که سادات در طي قرون به آنجا رفته اند. پس از ورود اسلام به ايران در قرن نخست هجري ، اولين گروه بني هاشم وارد ايران شدند. اين مهاجرت در نيمه قرن دوم هجري اندکي بيشتر ، و سپس در اواخر قرن دوم تا نيمه قرن سوم شتاب زياد گرفت. در اين زمان، گروههاي فراواني از سادات به شهر ها و نواحي مختلف کشور مانند : ارجان (بهبهان )، قم ، شيراز ، اصفهان ، جبل (همدان و ساير نقاط مرکزي ايران) و طبرستان مهاجرت کردند. اگر چه درباره مهاجرت علويان به طبرستان (مازندران و گلستان ) تحقيقات مبسوطي صورت گرفته است، ولي متأسفانه درباره مهاجرت آنان به ساير نواحي کشور تحقيق مستقلي وجود ندارد. براي مهاجرت سادات به کشور ايران چند عامل مي توان ذکر کرد: 1. ستم بيش از حد حکام ، از شکنجه گرفته تا قتل و غارت در عراق و حجاز. قتل عام سادات به دستور معاويه ، يزيد بن معاويه ، مروان بن حکم و نيز عبيد الله بن زياد حاکمکوفه ، نمونه هاي از اين علت است [8]. 2. خروج عليه حاکم زمان به عناوين و اغراض مختلف ، مانند: قيام زيد بن علي(ع) عليه دستگاه هشام بن حکم. خروج زيد و پسرش يحيي موجب تحريک و کينه امويان گرديد، چه تا زماني که آنان بر کرسی خلافت بودند پيوسته به هر طريقي به بني هاشم آزار مي رسانيدند ؛ قيام يحيي بن عبد الله (برادر نفس زکيه) در طبرستان و ديلم (منطقه ای بين استان های گيلان، مازندران و قزوين) عليه حکومت هارون الرشيد (متوفي 193 ق) ؛ قيام عيسي بن زيد بن علی سجاد(ع) در زمان حکومت عباسيان ؛ قيام ابن طباطبا در کوفه در زمان هارون الرشيد و غيره.[9] 3. ولايت عهدي امام رضا (ع) در خراسان ؛ امام رضا (ع) پس از رسيدن به ولايت عهدي ، نامه اي به سادات مدينه نوشت و آنان را به ايران دعوت کرد.[10] آمدن حضرت معصومه (ع) همراه با برادران و خواهران ديگرش ؛ و نيز آمدن بسياري از سادات از جمله هلال بن علي از نوادگان امام محمد باقر (ع) مدفون در اردهال کاشان در اوايل قرن سوم هجري قمري ، به همين سبب بوده است. 4. پديد آمدن حکومت شيعي علويان در مازندران ، که موجب جلب سادات به خطه شمال گرديد.[11] 5. امنيت اجتماعي و مناسب بودن شرايط زيست از قبيل آب فراوان ، زمين مرغوب و قابل کشت و زرع و غيره مانند: مهاجرت مير نظام الدين احمد مدني به دشت جاپلق اليگودرز لرستان که بر طبق تصريح وقف نامه موجود، انگيزه عمده او از مهاجرت همين علت بود.[12] ب _ شاخه هاي اصلي سادات در ايران در کشور پهناور ايران شش گروه عمده از سادات وجود دارند . آنها عبارتنداز : 1 _ هاشمي ، از نسل عقيل و جعفر از فرزندان ابو طالب (ع) ؛ خاندان جعفري و وزينبي از اين گروه هستند . 2 _ محمدي يا محمديان ، که از نسل محمد اکبرمعروف بهحنفيه ( 15 يا 18 _ 84 ق ) بوده و خود شاخه اي از سادات علوي محسوب مي شوند خاندان عقيلي اصفهاني جزو اين دسته است . 3 _ حسني ، از نسل فرزندان امام حسن مجتبي (ع) ( 3 _ 95 ق ) ؛ خاندان هاي علمی بحرالعلوم ، بروجردي ، قاضي ، گلستانه و مدرس از اين گروه مي باشند . 4 _ حسيني ، از نسل فرزندان امام علي السجاد (ع) ( 38 _ 95 ق ) ؛ خاندان هاي علمی اشکوري ،امامي اصفهاني ، خاتون آبادي ، خامنه ای ، خسرو شاهي ،دستغيب شيرازي ، دشتکي،زنجانی ،سدهي ميردامادي ، شبيری زنجانی ، شهرستاني ، شهيدي ، قائم مقامي ، قزويني ، کاشاني ،مرعشي ،ميرزاي شيرازي ، ميلاني و هدايتي از اين گروه هستند . 5 _ موسوي ، از نسل فرزندان امام موسي کاظم (ع) ( 128 _ 183 ق )؛ خاندان هاي علمي آيت اللهی شيرازي ، آيت اللهي يزد ، اصفهاني ، بجنوردي ، بهبهاني ، جزايري ، خميني ، خوانساري ،زنجاني ،شهرستاني،شيرازي ، صدر ، کشفي ،گلپايگاني، مشعشعي و ميرلوحي از اين دسته اند. 6 _ رضوي يا رضويان، از نسل محمد الاعرج بن احمد بن موسي مبرقع ( 218_ 296ق) فرزند امام محمد تقي ملقب به جواد الائمه (ع) ( 195 _ 220 ق )؛ خاندان هاي علمي قصير ،مدرس رضوي و ناظري جزو اين قسم هستند . ج _ خاندان هاي سادات ايراني در ايران برطبق يافته هاي ميداني و کتابخانه اي بيش از 150 خاندان سادات وجوددارد. هريک از خاندان هاي سادات درتخت يکي ازشش گروه مذکور در فوق قرار مي گيرند. منبع : وقف میراث جاویدان ، س16،ش61(بهار1387). [1] - لغت نامه دهخدا / خاندان. [2] - خانواده (Family) : سازمان اجتماعي مرکب از چند تن افراد است که با يکديگر نسبت خويشاوندي دارند. يک خانواده يا از فرزندان و زن و شوهر به وجود مي آيد و يا اينکه از فرزندان و مادر و پدر تشکيل مي شود که ارتباط چنداني با يکديگر ندارند ، بلکه کارهاي دست جمعي موجب اتصال آنها به يکديگر است. (لغت نامه دهخدا / خانواده) بنابر اين بين خاندان و خانواده عامّ و خاصّ من وجه است. [3] - دائرة المعارف تشيع 1 / 134. [4] - همان. [5] - لسان العرب 3/ 230 لغت نامه دهخدا / سيد. [6]- جامع الانساب / 5- 34. [7] -همان / 35. [8] - تاريخ الخلفاء / 24 ، 25 ؛ وفيات الاعيان 4/ 137. [9] - براي تفصيل بيشتر رجوع شود به : کتاب مقاتل الطالبيين که اسامي و شرح حال قیام کنندگان سادات را بر حسب ترتيب تاريخ دوران خلاف حکام اسلامي آورده است. [10] - تاريخ طبرستان و رويان و مازندران/ 198. [11] - همان. [12] - ميراث فرهنگي ، ش 7 ، 9 (بهار و تابستان 1372 ش ) ، ص 2 – 41.
|